کانال انجمن روانشناسی اسلامی در پیام رسان سروش: @islamicpa یا sapp.ir/islamicpa

مفهوم شناسي شخصيت در قرآن

    "قرآن و روان‌شناسي" مفهوم شناسي شخصيت در قرآن

    محمد سالاري‌فرد 
    در دانش روان¬شناسى جديد، تعريف¬های متعددى از «شخصيت» در قالب مكتب¬هاى گوناگون بیان شده است كه آلپورت به پنجاه مورد گوناگون از آن اشاره مى¬كند. روان¬شناسان در تعريف «شخصيت»، تنها درباره برخی تعریف¬ها توافق دارند. برای نمونه، در تعریف «شخصیت» گفته¬اند: «كليت روان¬شناختى فرد كه انسان خاصى را مشخص مى سازد»، «ويژگى¬هاى روانى پايدار فرد» و «منظومه رگه¬ها و صفات فرد». به ‌طور معمول، بحث اصلی در شخصيت، ساخت روانى است كه امرى پايدار است و تظاهرات متعدد و متغير فرد تابع آن است. بنابراين، مجموعه‌اى از ساختارهاى شناختى، عاطفى و الگوهاى رفتارى تا اندازه¬ای، نمايانگر شخصيت است.
    در متون اسلامى، هنگام بررسى «شخصيت»، با واژه‌هايى مانند قلب، صدر، شاكله، نفس، عقل، روح و نظیر آن روبه¬رو مى¬شويم. اکنون مواردی از کاربرد اين واژه‌ها را در قرآن و كلمات معصومين(ع) بررسی می¬کنیم.
    ‌1. شاکله: کلمه شاکله در آیة 84 سوره اسراء آمده است : «بگو هر کس طبق شاکله خویش عمل می¬کند و پروردگارتان کسانی را که راهشان از هدایت بیشتری برخوردار است، بهتر می¬شناسد.»  شاکله به معنای عادت و روش فرد است. با توجه به فرهنگ¬های لغت عربی و سخنان اولیای دین، معانی زیر را برای کلمه شاکله می¬توان در نظر گرفت:
    الف) نیت: امام صادق (ع) در توضیح این آیه فرمود: «هر کس طبق نیتش عمل می¬کند.»  ائمه اطهار(ع) نیت را اساس رفتار  و رفتار را میوۀ نیت شمرده  و حتی گاه حقیقت یک رفتار را همان نیت آن اعلام کرده¬اند.  بر این اساس، نیت صرف انگیزه نیست، بلکه محصول سازمان¬دهی روانی ویژة یک انسان است. 
    ب‌) خلق و خو که عبارت است از مجموعه صفات روانی انسان که در رابطه با محیط خارجی و محیط اجتماعی نمود می¬یابد.
    ج‌) حاجت و نیاز که از زیربناهای رفتار انسان است.
    د‌) برنامه¬ای که فرد در زندگی پیش گرفته است و نظام هستی را نیز بر اساس آن تفسیر می¬کند.
    هـ) هیئت و ساخت روانی انسان که مجموعه واحدی است و نیات از آن بر¬می¬خیزد. معنای پنجم، جامع معانی دیگر است و بر این اساس، می¬توان گفت شاکله، ساخت و هیئت، واحد روانی انسان است که بر اثر تعامل میان وراثت، محیط و اختیار شکل می¬گیرد. از این رو، می¬توان گفت مفهوم شاکله همان چیزی است که در روان¬شناسی به عنوان شخصیت در نظر می¬گیرند. 
    2. قلب: بررسی واژه «قلب» نشان می¬دهد این کلمه در معنا، نزديك¬ترين واژه در متون اسلامی به اصطلاح «شخصيت» در روان¬شناسى است. واژه «قلب» و جمع آن، «قلوب»، بيش از 120 بار در قرآن به كار رفته است.  در اين موارد، گاه بر جنبه¬هاى عاطفى شخصيت تأكيد می¬شود  و گاه بر جنبه¬هاى شناختى. در بسيارى از موارد نیز همه ابعاد شخصيت به قلب نسبت داده مى‌شود. 
    با این حال، بررسى و تأمل در همه اين موارد نشان مى¬دهد در بسياری از موارد، ابعاد عاطفى شخصيت به واژه «قلب» نسبت داده شده است. بنابراين، مى‌توان گفت همه صفات و حالات مطلوب يا نامطلوبى كه در قرآن، به واژه «قلب» و جمع آن؛ يعنى «قلوب» نسبت داده شده است، با برخى ابعاد شخصيت يا با كل آن؛ يعنى كليت روان¬شناختى انسان ارتباط دارد. تقابل صفات و حالات مطلوب و نامطلوب «قلب» در قرآن، با توجه به ابعاد عاطفى (فردى و اجتماعى) و شناختى و كل شخصيت مى¬تواند ما را به بيمارى¬ها و حالات نامناسب شخصيت نابهنجار و ويژگى¬هاى شخصيت سالم رهنمون كند. در ميان صفات و حالات نامناسب قلب، برخى از آنها شديد و وخيم هستند و موجب مى¬شوند شخصيت را ناسالم بشماريم. برخى صفات و حالات نامناسب نيز هر چند در رشد و تكامل شخصيت، تأثير منفى دارند، به صرف وجود آنها در «قلب» نمى¬توان شخصيت فرد را ناسالم شمرد. 
    در برخى آيات، صفاتى به «صدر» نسبت داده مى¬شود كه در واقع، همان صفات قلب است. شايد نسبت دادن اين صفات به «صدر» به اين دلیل باشد كه قلب جسمانى در سينه قرار دارد و بر اساس تشبيه قلب يا شخصيت به قلب جسمانى، صفات مربوط به آن نیز به «صدر» نسبت داده شده است.  همچنين نفس و فؤاد در آيات قرآن به معناى قلب به كار رفته است.  
    بررسى سخنان اوليای دين نيز نشان مى¬دهد مراد آنها از قلب همان كليّت روان¬شناختى انسان و به عبارتى، «شخصيت» در دانش روان¬شناسى است. ابعاد شناختى انسان مانند حافظه و معلومات  و تفكر  به قلب نسبت داده شده است. همچنين در مواردى، مبدأ و منشأ جنبه‌هاى عاطفى انسان، مانند احساسات رقيق، قساوت  و انگيزه هاى فيزيولوژيك  را قلب اعلام کرده¬اند. در دين¬دارى نيز قلب و به عبارتى، كليّت روان¬شناختى انسان بيش از رفتارهاى ظاهرى اهميت دارد.  تقسيم¬بندى قلوب نيز نشان¬دهنده انواع شخصيت است.  بررسى سخنان اوليای دين در مورد سلامت قلب، طهارت و آرامش آن و تعبير چشم و گوش قلب و نابينايى و ناشنوايى آن، حالات قلب و عوامل بيمارى¬زاى قلب نشان مى¬دهد كه قلب را همان شخصيت در نظر گرفته‌اند. 
    اكنون به ملاك‌هاى بررسى نشانه¬هاى قلب سالم در قرآن و سخنان اوليای دين مى¬پردازيم. قرآن در دو آيه، به قلب سالم اشاره كرده  و در موارد متعددى، از بيمارى قلب سخن گفته است. بر اساس سخنان اوليای دين، قلب سالم در جنبه¬های شناختى و عاطفى داراى ويژگى¬هاى زير است:
    در جنبه شناختى، در باور به خدا شك و ترديدى ندارد.  با حقايق و واقعيات عالم هستى، به روشنى و با دورى از تعصب و جهل و بدون در نظر گرفتن قالب¬هاى پيش¬ساخته برخورد مى¬كند. همچنین داراى ظرفيت مناسبى براى درك حكمت¬هاى عالم هستى است  و از فهم و درك مناسبى برخوردار است. 
    در جنبه عاطفى، انگيزه¬هاى زيستى از جمله نياز جنسى و گرسنگى، او را از حدّ تعادل خارج نمى¬كند.  محبّت جلوه¬هاى دنيوى و طمع به كسب ماديّات در او كمتر ديده مى¬شود. محبّت به خداوند  و اخلاص در امور براى خدا  بر او حاکم است. عواطفى مانند غضب و طمع، او را متزلزل نمى‌كند.  نسبت به مردم، مهربان و عطوف است  و كينه¬ورز نيست.  آن‌چه را براى خود دوست دارد، برای دیگران نیز مى¬پسندد.  در مسير اهداف الهى، استوار و داراى قوت قلب است. 
    شخصيتى كه در جنبه¬های شناختى و عاطفى، چنین ويژگى‌هایى داشته باشد، رفتارهاى مناسب و بهنجار دارد.  اگر هم بر اثر فشار موقعيت‌‌هاى زندگى، دچار مشكلات رفتارى شود، به سرعت آن را اصلاح خواهد کرد. به طور کلی، رعايت تقوا در جنبه¬های مختلف زندگى، نشانه رفتارىِ قلب سالم محسوب مى¬شود.
    قرآن در 12 آيه به «مرض قلب» اشاره كرده است.  در آيات ديگرى نیز صفات يا حالاتى به قلب نسبت داده شده  است كه نامطلوب و نابهنجار محسوب مى¬شود. واژه‌هاي غليظ (خشن)، قساوت (سخت¬دل)، رين (حجاب)، ختم (مهر)، اِثم (گناه)، عُمْى (كورى)، ضيق (تنگى)، ريب (ترديد)، كبر، انكار، غمره (پوشش)، حميّه (تعصب)، ناپاكى، غلّ (كينه) و طبع (مهر)، برخى از اين مواردند. بيمارى قلب همان انحراف از استقامت فطرى است.  
    بخشى از بيمارى¬هاى قلب يا به عبارتى، ناهنجارى¬هاى شخصيت، به جنبه شناختى آن بر‌مى‌گردد.  نبود فهم و درك، تعصّب، غبار گرفتن دل با زنگارها و موانع تعقل، استفاده نامناسب از اسباب شناختى، باورهاى نادرست در مورد نظام هستى و وجود حيرت، شك و ترديد در اين مورد، برخى از ناهنجارى¬هاى شخصيت است. از نظر قرآن، در جنبه عاطفى، خودمحورى، نشناختن ظرفيت‌هاى روانى خويش، خشونت و تنگ¬نظرى، چیرگی انگيزه‌ها و نيازهاى زيستى و مادى بر ديگر جنبه¬ها، بى‌رحمى، سنگ¬دلى، تندى نسبت به ديگران، حسد و دشمنى نسبت به مردم، برخى از ناهنجاری¬های شخصيت محسوب مى‌شود.
    اگر این حالات و نابهنجارى¬ها در فردى، پايا و دوام¬دار باشد، موجب مى¬شود شخصيت او را بيمار بدانيم. براى نمونه، از نظر قرآن، افراد سخت¬دل، گناه¬كار، مشرك، كوردل، متكبّر، تنگ¬نظر، شيفته مظاهر دنيوى و متعصّب، از نظر شخصيتی، بيمار هستند.
     
    منابع
    1. قرآن كريم، ترجمه محمد مهدي فولادوند، تهران، دارالقرآن الكريم، 1373.
    2. ابن شعبه حراني، حسن بن علي، تحف العقول عن آل الرسول، بيروت، اعلمي، 1974م.
    3. ابن ابى¬الحديد، شرح نهج البلاغه، بيروت، دارالاحياء، 1385 هـ .ق.
    4. احمدي، علي¬اصغر، روان¬شناسي شخصيت از ديدگاه اسلام، تهران، اميركبير، 1368.
    5. آمدي، عبدالواحد، غررالحكم و دررالكلم، قم، دفتر تبليغات اسلامي، 1366. 
    6. تقة الاسلام کلینی، اصول کافی، ترجمه شیخ محمد باقر کمره‌ای، قم، انتشارات اسوه.
    7. حرّ عاملي، محمد بن الحسن، وسايل الشيعه، ج1، قم، انتشارات مكتبه الاسلاميه، 1375.
    8. طباطبايى، سید محمدحسين، تفسير الميزان، قم، جامعه مدرسين، 1374.
    9. عبدالباقي، محمد فؤاد، المعجم المفهرس القرآن، قم اسماعيليان، 1370.
    10. عروسي حويزي، عبدعلي، نورالثقلين، قم، اسماعيليان، 1370. 
    11. قرشى، سيد على¬اكبر، قاموس قرآن، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1375.
    12. ماي لی، ساخت، پدیدایی و تحول شخصيت، ترجمه محمود منصور، انتشارات دانشگاه تهران، 1369.
    13. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، انتشارات دار احیاء الترااث، 1408ق.
    14. محمدي ري‌شهري، محمد، ميزان الحكمه، قم، دارالحديث، 1379.
    15. منصور، محمود، احساس كهتري، تهران، دانشگاه تهران، 1369.
     

     

    نوع مقاله: